بدون عنوان

دیروز با شکیبا جونی رفتیم خونه گالیمندو
دخملی مامان اصلا با آرش جونی نمیسازه و همش با هم دعوا میکنن یکی دو ساعتی که اونجا بودیم این دو تا همش با هم سر همه چی دعوا داشتن
وقتی اومدیم خونه من از دست دخملی ناراحت شده بودم مثلا هی بهم نگاه میکرد و میگفت مامانی تو باهام نایاحتی؟
بهش چیزی نمیگفتم
بعد یه نیم ساعتی بهم گفت مامان جونی تو عزیز منی تو جگی منی باهام قی کیدی؟
بهش گفتم من ازت ناراحتم
بعد گفت من قول میدم دیگه آرشو اذت نکنم باهاش بازی بکونم
بعد 10 دقیقه گفت مامانی؟
بهش گفتم بله؟
میگه بله نگو
بگو جونم عزیزم جیگیم من ازت نایاحت میسما
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
